>>>exactly what you need<<<

Download everything you need

 
خدا لعنتت کنه که بین این همه پیغمبر جرجیس رو انتخاب کردی
نویسنده : س م م - ساعت ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/٢٧
 
گویند روباهی خروسی را از دهی بربود و شتابان به سوی لانۀ خود می رفت. خروس در دهان روباه با حال تضرع گفت:"صد اشرفی می دهم که مرا خلاص کنی." روباه قبول نکرد و بر سرعت خود افزود. خروس گفت:"حال که از خوردن من چشم نمی پوشی ملتمسی دارم که متوقع هستم آن را برآورده کنی."
خروس گرفتار که در زیر دندانهای تیز و برندۀ روباه به دشواری نفس
می کشید گفت:"اکنون که آخرین دقایق عمرم سپری می شود آرزو دارم اقلاً نام یکی از انبیای عظام را بر زبان بیاوری تا مگر به حرمتش سختی جان کندن بر من آسان گردد."


که البته این حیله ای بود از طرف خروس برای رهایی از دندان روباه! روباه که استاد حیله و فریب بود گفت:"جرجیس! جرجیس!" با این حرف دهان روباه نتنها باز نشد بلکه فشرده شد و استخوان خروس شکست!خروس گفت:" خدا لعنتت کنه که بین این همه پیغمبر جرجیس رو انتخاب کردی!
"

 
comment نظرات ()
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

مطلب را به دنباله بفرستید: Donbaleh